عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
395
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
ضدى كرد ، تا يقين گردد كه وى خداوندى است كه از نيست هست كند ، و آن هست را هم وى نيست كند . آن گه گفت : لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ ، در آسمان و زمين و اختلاف شب و روز كردگارى و يكتايى خداى را نشانها است ، در هر نشانى از لطف وى برهانها است . چشم باز كن و بر نگر تا ببينى اين جرم را هر ساعت بلونى ديگر ، گاه بسان درياى سيماب ، گاه بسان طيلسان ، گاه بسان بوستان . اين گردش و تلوّن بيان راه توحيد است ، و كردگارى و دانايى خدا را دليل است . اگر مردى در صحرايى گذر كند ، قاعا صفصفا بيند ، پس از آن بمدتى گذر كند قبّهاى بيند بر كشيده و آراسته ، عقل وى فتوى كند كه اين قبه اندرين صحرا بى بنّايى نباشد ، و يا اين سراى اندرين صحرا بى كدخدايى نبوده است ، پس مؤمن چون تأمل كند و نشان حدوث بيند ، سرّش فتوى كند كه : چون روا نباشد قبّه و سرايى اندر صحرا بى بنّايى و كدخدايى ، روا نبود چنين هوايى و سمائى اندر چنين فضايى بى قدرت خدايى . باز بينديش و نظر كن ، اندر شب ديجور بيرون آى ، و اندر آسمان نظاره كن ، تا آسمان بينى بسان لشكرگاه ، ستارگان بسان سپاه ، و ماه بر مثال شاه ، اين نمودار روز رستاخيز است ، ظلمت شب نشان قيامت ، ستارگان نشان رخسار مؤمنان ، مجرّة نشان نهر كوثر ، جمال ماه نشان محمد رسول اللَّه ( ص ) . چنان كه شب تاريك بود چون ماه رخسار بنمايد عالم روشن شود ، و فلك گلشن گردد ، خلق قيامت در ظلمت و زحمت باشند ، چون جمال اين مهتر پيدا آيد ، اهل ايمان را سعادت و امان پيدا آيد . چنان كه ماه اندر فلك بستارگان گذر كند ، آن مهتر عالم آن روز بمؤمنان گذر همىكند ، و برخسار ايشان نظر مىكند ، و اهل ايمان بشفاعت همىدرآرد ، اين مثال به حكم